علي بن حسين انصارى شيرازى
361
اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )
قور قطف است و گفته شد قوانص بهترين سنگدان آن بود كه از اوز فربه تازه گيرند و وى غليظ بود و غذاى بسيار دهد و پوست اندرون وى چون خشك كرده سحق كنند و با شراب بياشامند درد معده را نافع بود خاصه پوست سنگدان خروس و وى غذاى اصحاب كد را نافع بود و چون هضم شود خونى نيك از او متولد شود و آنچه از آن مرغ خانگى بود هضم نشود و مولد قولنج بود و اولى آن بود كه خوب پخته كنند و نمك و مرى اضافه كنند و بخورند صاحب مخزن الادويه تحت عنوان قانصه ( مفرد قوانص ) مىنويسد : لغت عربى است و بيونانى شعر سيمون و برومى كبليان و به فارسى سنگدان و بهندى پتهر گويند قوتر درخت وج است و گفته شود قورسامان عود بلسان است و گفته شد قيموليا طين قيموليا است و گفته شد قيقهن قيمن نيز گويند و آن قنقهر است و گفته شد قينا نوعى از بقلة الحمقاست و گفته شد قيصوم نوعى از برنجاسف جبلى بود بهترين آن تازه بود و طبيعت آن گرم است در اول و خشك بود در دويم و گويند در سيوم و گويند تر است در اول و گويند گرم است در دويم و خشك است در اول مسهل صفرا بود و كرمها جالينوس گويد گل وى نيكوتر از افسنتين بود و در وى تفتح بود چون بسوزانند داء الثعلب را نافع بود با روغن تربزه چون موى ريش دير برآيد بمالند زود برآيد و عرق النسا مزمن را نافع بود و حيض براند و سنگ بريزاند و روغن وى انضمام رحم و عسر البول را نافع بود و چون در خانه بگسترند گزندگان بگريزند و چون با شراب بياشامند زهرها را نافع بود و گزندگى عقرب و رتيلا را مقدار شربتى از وى يك مثقال بود تا ده درم و موافق جراحتهاى تر نبود بلكه آن را بگزد و بچه بيرون آورد و اسحق گويد مضر بود به شش و مصلح آن صمغ و كثيرا و خشخاش بود و بدل وى در درد سركه از سر وى بود بابونج است صاحب مخزن الادويه مىنويسد : قيصوم به فتح قاف و سكون يا و ضم صاد لغت عربى است و قيسوم با سين نيز آمده و بيونانى شوصرا و برومى اوطاماسيا و اطميثا و به فارسى برنجاسف و بلنجاسف و بوى مادران و بشيرازى سرزردك و بهندى كندنا و كندمار نيز نامند